الشيخ المنتظري

116

درسهايى از نهج البلاغه ( فارسي )

« اتَّخذوا » جمع است ، ضميرش به همان افرادى كه مخالفين حضرت هستند برمى گردد و شايد همانهايى بودند كه در جنگ جمل با حضرت سر ستيز داشتند . « ملاك » به فتح ميم و كسر هر دو صحيح است ، « ملاك امر » يعنى چيزى كه قوام و اساس آن است و به اصطلاح امروز زيربنا و پايه كار است . بعد از آن كه عثمان كشته شد همه مسلمانان در مدينه با حضرت بيعت كردند ، و قاعده اش اين بود كه ديگر تمام مسلمانان با حضرت باشند و مخالفتى در كار نباشد ، ولى عده اى به خاطر منافع مادّى و انگيزه هاى ديگر مخالفت كردند ; حضرت مى فرمايد : اينها زيربناى تمامى كارهايشان را شيطان قرار دادند ، شيطان به ايشان دستور مىدهد ، و شيطان برايشان تصميم مى گيرد و برنامه تنظيم مىكند ، خلاصه هر كارى كه مى خواهند بكنند به دنبال شيطانند . تحقيقى در مورد دو واژه ابليس و شيطان « شيطان » و « ابليس » ظاهراً معناى وصفى دارند و عَلَم براى آن شيطانى كه حضرت آدم و حوّا را اغوا كرد و از بهشت بيرون كرد نيستند ، در بعضى روايات آمده كه اسم او عزازيل بوده و از طايفه جن هم بوده است ، قرآن هم مى فرمايد : ( كان من الجنّ ففسق عن أمر ربّه ) ( 1 ) از افراد جن بود - يعنى از افراد پوشيده - و مخالفت امر پروردگارش را كرد . البتّه بعضى هم گفته اند اسمش ابليس بوده و لقبش شيطان . « ابليس » را لغويّين گفته اند از مادّه « أَبْلَسَ » است به معناى « يئس » ، « أبلس من رحمة اللّه » يعنى « يئس من رحمة اللّه » از رحمت خدا نااميد شد . قرآن مى فرمايد : ( فإذا هم مبلسون ) ( 2 ) مأيوس از رحمت خدا شدند . « إبلاس » باب افعال است و « ابليس » يعنى مأيوس از

--> 1 - سوره كهف ، آيه 50 2 - سوره انعام ، آيه 44